خرید بک لینک

صدای جیغ و زیری داشت از اینایی که وقتی باهات حرف میزنه یاد برنامه کودک و مخصوصن مدرسه موشا می افتی و با خودت میگی این دختر احمق اگه بجای لودگیو الافی اگه میرفت دنباله دوبلری حتمن یه چیری میشد.

تازگیا زیاد میومد کافه تقریبن هر دوروز یبار میومد دو سه ساعتم مینشست یا با کاپیوترش مشغول بود یا داشت کتاب میخوند خودش که میگه دانشجوی نرم افزاره، نمیدونم شایدم باشه ایناش به من مربوط نمیشه چیزی که من ربط داشت این بود که دختره فهمیده ای بود یعنی میخام بگم از اینایی که چدای دختر بودنشون به خاطر اینکه آدمه باهاش اختلاط میکنم حتمن از این دخترا به پستتون خورده و حتمنم کم به پستتون خورده

همیشه مانتوش از زانوش بلند تر بود و طوری نبود که بدنشو به نمایش بزاره از طزفی شالشو شل میبست ولی چون مانتوش یخه دار بود همیشه، تو هیچ وقت نگاهت پی سیناش نمیدواید و شل بودنه شالش این امکانو به آدم نمداد

-چند وقته کافه دازی؟

-یکی دوسالی هست چطو؟

-همینطوری جای جالبیه آدم دلش نمیخاد بره از اینجا

-قابل نداره بمون هرچقد میخای

-ا؟ واقعن میشه؟ (اینو ذوق کردو گفت)

فهمیدم زیاد اهل تعارف نیستو نمیشه هر تعارفیو بهش کرد که درومدم گفتم

-نه تعارف بود

بسته سیگارمو از جیبم دراوردم جلوش گرفتم

-میکشی؟

-نه مگه دختر سیگار میکشه؟

-اره

-من نمیکشم

-باشه

بعدش یه سیگار آتیش کردمو کم کم با مزه مزه کردن ترکم دودش کردم 69ام تو حالو هوای خودش بود با کامپیوترش سرگرم بود

ادامه دارد.....

برچسب: نویسنده: آرین خوشنام تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 23:23

صفحه بندی