-کجه، یکم بیارش اینورتر بهتر میشه، آها خوبه بیا پایین
f.s از روی میزی که واسه لهستانیا سمت راست دیوار کافه رو میپوشونه اومد پایین و صندلاشو که مشکیه و روش پرچم آلمان نقش بسته پاش کرد دست زد به کمرش و واساد تابلویی که وصل دیوار کرده بود تماشا کرد ابرواشو بالا انداختو گفت
-ممم محشره
بعد دستاشو بهم زد که مثلن گردو خاکش بره و رفت پشت بار که کافه کارشو شروع کنه منم شروع کردم یه تی تخمی کف کافه کشیدم و رفتم پشت بار
-چیپس داره ته میکشه کاش میرفتی میخردی
-الان میرم خامه هم میخایم واسا چند لحظه
f.s از کافه رفت بیرون منم کامپوترو روشن کردم و یه نخ سیگار مریت پایه بلند واسه خودم آتیش کردم یه چند مدتی گذشت
کافه کمو بیش شلوغ بود اکثرن دختر پسرای جوونی بودن که دنبال یه گوشه دنج راهشونو کج کرده بودن به کافه و اکثرن بستنی یا یه چیزه خنک سفارش داده بودن و جالب اینجا بود که وقتی نگاشون میکردی پسره قشنگ با لذت تمام داشت سفارششو میخورد در عوض دختره با قاشقش داشت با بستنی ور میرفت یا یه کاری شبیه اون وقتیم از سر میز پامیشدن لیوان دخترا به زحمت به نصف رسیده بودو تو لیوان پسرا به زحمت میشد چیزی پیدا کرد
در باز شد یه دختر تنها اومد تو قدی متوسط داشت یه مقنعه مشکی یه مانتو مشکی تا زیر زانو با یه جین آبی نفتی لوله تفنگی پاش بود صورت سفیدی داشت چشای نافذ و درشت و دماغ کم انحنا، روی لباشم یه رژ صورتی کم حال خودنمایی میکرد اومد نزدیک بار روی لهستانی سوم نشت
-سلام بفرمایید سفارشتون
-کپ شکلاتی مخصوص مثل همیشه
این تیکه مثل همیشش باعث شد توی ذهنم کلی بگردم ببینم این دختر مشتری اینجا بوده یا نه که هیچی یادم نمیومد نه تنها توی کافه که هیجای دیگه ندیده بودمش. خلاصه کپ مخصوصش آماده بود براش بردم بفرمایید یه لبخند تحویلم دادو دندونای ردیفشو به رخم کشید
-ببخشید شما مشتریه اینجایید؟
-نه دفعه اولمه میام
-پس چرا گفتی مثل همیشه؟
-میخاستم از لحظه ای که میری سفارشو درست کنی تا میاریش بهم فک کنی و کپ خوبی تحویلم بدی
بدون اینکه چهره ام تغیری بکنه تنهاش گذاشتم تا سرش به کار خودش باشه برعکسه ظاهر سادش با اینکارش نشون داد خودش به این سادگیا نیست.
سفرششو تا ته خورد برعکس دخترای دیگه بعد اومد دم بار
-مرسی هم کپ هم این کافه جفتش به دلم نشست بازم میرسم خدمتتون فقط ببخشید اسمتون؟
- من؟ سیزده اسم تو؟
-69
برچسب: در پی کافه ی دنجی هستم,
نویسنده: آرین خوشنام