کافه دنج

متن مرتبط با «در پی کافه ی دنجی هستم» در سایت کافه دنج نوشته شده است

کافه ی انتخاباتی2

  • نیلوبلاگ

    وقتی 4 سال پیش بعد از اینکه با زور و چماق و شیشه  نوشابه مردم ساکت شدند نمایندگان محترم مجلس شور حسینی برشون داشت و شعار میدادند مرگ بر موسویو کروبیو خاتمی اینو که دیگه همه خوب یادشون تو همون اوضاع بود که رییس جمهور احمدی نژاد شد آیینه پاکی و تقدس ولی هنوز 4 سال نگذشته و آرایش مجلس هم تغییر چندانی نکرده چه اتفاقی افتاده که همین احمدی نژادو از مجلس بیرون میکنن یا مثلن 80 درصد نماینده ها میگن که کفایت نداره؟چرا موسویو کروبی به خاطر این آقا تو حصر بسر میبرن هنوز؟ واقعن چرا اون موقع همه تمام قد پشت احمدی نژاد درومدن ولی حالا اکثر اصولگراها دارن با ادبیات بسار توهین آمیز پشت سرش حرف میزنن؟ مگه بخاطر حمایت از همین آقا جوونای این مملکت کشته نشدن؟ یکی به ما توضیح بده همه ی اصولگراها اشتباه م...

    ادامه مطلب
  • کافه ی دنج ما 20

  • نیلوبلاگ

    بازم آخر پاییز بازم دلتنگی. ساعت ۴.۵ بود که با همون کافشنم که توصیفشو کردم رفتم تو کافه مردی که دل نداشت کافرو باز کرده بود رفتم تو یه پسره رو لهستانییه ۵ام نشسته بود همون تک لهستانی که یه پنجره به بیرون داشت بدجوری به چشمم آشنا اومد ولی نشناختم به جز اون کسی نبود رفتم پشت بار مردی که دل نداشت یه تیکه پیانو گذاشته بود پخش میشد که دلنشین بود با سر سلام دادیم نگاش کردم اشاره به پسره کردم لباشو طوری تکون داد که من متوجه بشم نمیشناسه -سفارشش چیه؟ -ترک. دارم بخار میدم لباستو درار ببر بردم براش یه نگاش کردم نشناختم دیگه طاقت نیاوردم پرسیدم ما قبلن جایی همو دی...

    ادامه مطلب
  • کافه ی دنج ما 22

  • نیلوبلاگ

    -کجه، یکم بیارش اینورتر بهتر میشه، آها خوبه بیا پایین f.s از روی میزی که واسه لهستانیا سمت راست دیوار کافه رو میپوشونه اومد پایین و صندلاشو که مشکیه و روش پرچم آلمان نقش بسته پاش کرد دست زد به کمرش و واساد تابلویی که وصل دیوار کرده بود تماشا کرد ابرواشو بالا انداختو گفت -ممم محشره بعد دستاشو بهم زد که مثلن گردو خاکش بره و رفت پشت بار که کافه کارشو شروع کنه منم شروع کردم یه تی تخمی کف کافه کشیدم و رفتم پشت بار -چیپس داره ته میکشه کاش میرفتی میخردی -الان میرم خامه هم میخایم واسا چند لحظه f.s از کافه رفت بیرون منم کامپوترو روشن کردم و یه نخ سیگار مریت پای...

    ادامه مطلب
  • کافه دنج ما 23

  • نیلوبلاگ

    صدای جیغ و زیری داشت از اینایی که وقتی باهات حرف میزنه یاد برنامه کودک و مخصوصن مدرسه موشا می افتی و با خودت میگی این دختر احمق اگه بجای لودگیو الافی اگه میرفت دنباله دوبلری حتمن یه چیری میشد.تازگیا زیاد میومد کافه تقریبن هر دوروز یبار میومد دو سه ساعتم مینشست یا با کاپیوترش مشغول بود یا داشت کتاب میخوند خودش که میگه دانشجوی نرم افزاره، نمیدونم شایدم باشه ایناش به من مربوط نمیشه چیزی که من ربط داشت این بود که دختره فهمیده ای بود یعنی میخام بگم از اینایی که چدای دختر بودنشون به خاطر اینکه آدمه باهاش اختلاط میکنم حتمن از این دخترا به پستتون خورده و حتم...

    ادامه مطلب
  • اینا کوشن؟

  • نیلوبلاگ

    قالبمونو برداشتن آهنگمونم برداشتن بیشتر شبیه بیمارستان شده تا کافه ...

    ادامه مطلب
  • کافه ی انتخاباتی 1

  • نیلوبلاگ

    اولین مساله این که رای بدیم یا نه؟این که ما بریم رای بدیم به امید اینکه اوضاع بهتر بشه یه طرز فکره که حتا اگه یک درصدم احتمال این باشه که رای خونده بشه شاید اوضاع بهتر بشهاز طرفی رفتن پای صندوق یعنی مشروعییت نظامیعنی من این نظامو قبول دارم که دارم واسه آیندش تصمیم میگیرم (اگه البته تصمیم تو مهم باشه اصن و بش نگاه بکنن)از طرفی نرفتن پای صندوق باعث نمیشه که حکومت بگه انتخابات پرشور نبود، ممکنه آمار تخمی از خودشون بدن و فیلمای 88 رو پخش کننحالا تکلیف چیه؟ باید رفت پای صندوق؟...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    در پی کافه ی دنجی هستم | موشول اینا کوشن |